سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

دلتنگی خره،خر :||

يكشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۱ ب.ظ

امروزم گذشت.چقد احمق بودم فک میکردم اینجوری بهتره.چرا اینقد بی عقل بودم من.چراآخه؟! بابا حق داشت راضی نمی شد. چی شد راضی شد ؟چی شد؟

من دلم میخواد هرروز ببینمش.ولی هرروز تلفنی هم حرف نمی زنیم:((

هی هر روز بیشتر دلم تنگ میشه،به جای اینکه کمتر بشه.

حالاکو تا چهارشنبه.تازه اگه بازم چیزی نشه!!

فرزانه چرا نیومدی پس؟ گفتی میای وبم امشب.فردا می کشمت:|



موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۱۵
سارا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">