سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

فکرای چرت نصف شب:||

چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۴ ق.ظ

نمی دونم چرا خوابم نمیبره :|

امروز مامان زنگ زد گفت فردا بعد از مدرسه خودم میام دنبالت:)) اصلا باورم نشد، ذوق مرگ شدم :)))

به بابا گفتم گفت:باشه پس رسیدی اونجا زنگ بزن...گفتم چشم.....بعد چند دقیقه بعد گفت: اگه چیزی شد به خودم زنگ بزن بیام دنبالت :||| خب الان چرا اینو گفت؟!:(( چرا باید چیزی بشه؟! اصلا مثلا چی‌ بشه؟!!:(((

من خودم همش نگرانم یه چیزی نشه باز این هفته، بعد بابا به جای اینکه روحیه بده استرس میده! بعضی وقتا،فقط بعضی وقتاها...ولی حس میکنم بدش نمیاد من اصلا نرم اونجا! 

میگه هیچوقت جلوتو نمیگیرم ولی...

نه نه...ساکت شو سارا...اصلانم اینطوری نیست.بابا فقط نگرانه باز مثلا تو خیابون نمونم.فقط همینه...فکرای  چرت نکن.این آخر هفته دیگه همش با مامانی.

بگیر بخواب چرت و پرت نگو.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۱۸
سارا

نظرات  (۳)

نگران نباش
همه چی خوب پیش میره(:
پاسخ:
ممنون
عااااالی پیش میره:)))))))
خداروشکر((((:
دیشب کلی برات دعا کردم(((((:
ایشالا همه چی عالی پیش بره همیشه(((((:
پاسخ:
وای باورم نمیشه.
خیلی ممنون. ممنونم دعا کردید.
شما خیلی مهربونید.واقعا خیلییی
ممنووون.امیدوارم:)))))
خواهش میکنم(((((:
تو هم واسه من دعا کن(: اگه دوست داشتی(:^_^
میدونی سارا،مطمئن باش هرروز همه چیز بهتر از دیروز میشه؛ حتی اگ یه لحظاتی سخت شدن .اصلا ناراحت نشو(: چون تورو قوی تر میکنن.ایناییکه میگم حرف نیستااا(: درکشون کردم(: 

پاسخ:
باشه حتما.نمی دونم چه دعایی کنم دقیقا...دعا میکنم موفق باشید(:
نمی دونم. ناراحت نشدنم خودش خیلی سخته.
می دونید چی دیگه سخته؟! اینکه آدم ندونه کسی که داره باهاشون حرف میزنه بزرگتره؟ کوچیکتره؟ خانمه ؟آقاست؟ 
می دونم حتما نمیخواستید بفهممم که ناشناسید ولی سخته دیگه تجربه شو نداشتم تا حالا((:

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">