سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

سوپرایز

جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۴۸ ب.ظ

دیشب با دوستای مامان رفتیم بیرون.خیلی خوش گذشت.یعنی مععععرکه بود:))))))

 موقع شامم مامان سوپرایز شو بهم داد.یه iPhone بود o_0 یعنی وقتی بازش کردما از خوشحالی جیغ زدم وسط رستوران((((: خیلی ضایع بود ولی همه کلی خندیدیم...اصلا نفهمیدم مامان برا چی همچین کادویی بهم داده.

گفتم آخه به چه مناسبت؟ تولدم دو ماه دیگه ستا.

مامان الکی اخم کرد گفت ساراا! این چه حرفیه جلو همه به من میزنی؟! الان همه فکر میکنن من تاریخ تولد دخترمو یادم رفته!!

گفتم خب بگید دیگه:))

گفت چی بگم؟! یعنی من حق ندارم به دختر کوچولوی مهربونم کادو بدم؟ خب باشه اگه دلیل میخواد بذار فک کنم...

بعد یه چندثانیه بعد گفت آها به خاطر مهربونی و درسخونیت و شجاعت و قهرمانیت!! اصلا چون لاستیکای ناظم بدجنستونو پنچر کردی! دلیل از این مهمتر میخوای؟!!((((:

بعدم با دوستاش کلی خندیدن و اونام کلی تشویقم کردن گفتن خیلی جیگر دارم.

فهمیدم برای همه تعریف کرده قبلا.

گفته بودم مامان بفهمه تشویقم میکنه! ولی دیگه نه در این حدo_0  ^_^

منواین همه خوشبختیییییی؟!! 

مامان عاشقتتتتتم :٭

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۲۰
سارا

نظرات  (۱)

اوه سارا نظر قبلیمون پاک کن😂یادم رفت خصوصی بزنم:/
داره‌ همون قسمت تماس بامن(: 
میدونی وقتمو میگیره): 
ولی به تو بازم سر میزنم (:
پاسخ:
پاک کردم
فهمیدم
درست میگید کنکور دارید مهمه
خیلی ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">