سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

فردا

سه شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۵۸ ب.ظ

دوباره هفته تموم شد و... :((

دلم میخواد فردا بعد از مدرسه برم پیش مامان.ولی از یه طرفم خیلی دلخورم:( خیلی. دلمم میخواد نرم .میخوام امتحانش کنم.ببینم چند هفته باید بگذره که بلاخره دلش تنگ شه طاقتش تموم شه؟! اصلا میشه؟

شایدم اصلا نشه. بابا امشب پرسید فردا بعد مدرسه میام خونه یا میرم پیش مامان؟ 

نمی دونم چرا حس میکنم بابا سوالش واقعی نیست،یعنی همینجوری نمی پرسه ،حس می کنم میخواد به روم بیاره که مثلا ( میبینی مامانت نمیخوادت) یا(هفته به هفته ام یادت نمی کنه بعد به خاطرش تو روی من وایمیستی) یا...می دونم می دونم دارم چرت میگم. بابا اصلا اینطوری نیست من مریض شدم از رفتارای مامان ولی...آخه دوست ندارم اصلا دیگه درباره مامان ازم چیزی بپرسه...خجالت می کشم. پیش بابا خجالت می کشم وقتی یاد کارایی که به خاطرش کردم میوفتم.

نمی دونم فردا چیکارکنم:(( به بابا گفتم شاید رفتم.آخه هم دلم میخواد هم نمیخواد:(

ببینم تا فردا عصر کدوم زورش بهم میرسه.عقلم یا قلبم:(

لعنت به دوراهی:(((

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۰۱
سارا

فردا

مامان

نظرات  (۲)

۰۲ آبان ۹۷ ، ۰۳:۳۰ محمد روشنیان
مادر رو نباید امتحان کرد!
پاسخ:
چرا؟
ولی امتحان نکردم ،فقط نتونستم:(
به مامانت حق بده به جفتشون حق بده و یکم تحمل کن طاقت بیار درست میشه ان شالله
شاید مامانت برای اینکه وابستگیت بیشتر نشه داره این کارو میکنه شاید برای راحتیه خودش، آدما خیلی فکرا تو خودشون میکنن که شاید طرف مقابلشون اصلا نفهمه...
پاسخ:
تا بهم نگه که معلومه نمیفهمم: ((
آره برای راحتی خودشه. اگه برای من بود اینجوری نمی کرد.
مگه چقد راهه بینمون؟! چرا سختشه بیشتر ببینمش؟ چرا سر هیچی باهام قهر کرده؟ سر چیزی که دست من نمود تقصیر من نبود ؟! 
اونقد نمیرم پیشش که از یادش برم خیال هردو راحت شه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">