سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

آدم که نکشتم:(((

دوشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۰۰ ب.ظ

الان اونقد عصبانی ام که :||| دلم میخواد جیغ بزنم یه ریز :|| بعد همه هی میگن تقصیر توئه عاقل باش شیطونی نکن. الان چی شده مگه  خب؟ مگه چیکار کردم اینقد باید تاوان پس بدم؟ چرا سر هر اشتباهی باید اینقد بلاسرم بیاد خب بسه دیگه ،به خدا بسه، دیگه خسته شدم.

من هرچی میخوام تحمل کنم قانونو رعایت کنم ولی اصلا کوتاه نمیاد هیچ کس.

منم دیگه بیخیال قانون میشم دیگه میام نت.هر چی میخواد بشه بشه.

سر یه جواب سر بالا به عمو من یه هفته است دارم عذاب میکشم::(( الان از پنج شنبه تا حالا بابا لب تاپ و گوشی و هدفون و همه چی رو گرفته هنوزم پس نداده. خب آخه چند روز دیگه؟

امشب بهش گفتم لب تاپمو پس بدید چون برای درسم لازم دارم، البته اینجوری نگفتما قشنگ خواهش کردم،مودبانه ولی گفت هنوز تموم نشده!!!

گفتم خب چی هنوز تموم نشده، بگید چیکار کنم تا تموم شه؟ 

گفت هر وقت عمو اومدن صحبت کردیم تموم میشه.

یعنی وقتی اینو گفت من قاطی کردما ،آخه منه ساده فک میکردم یه برنامه ای برای جریمه ام داره مثه همیشه مثلا سه روز چهار روز ،اینو گفت دیگه شاکی شدم خب آخه این دیگه چه ظلمیه!!

گفتم یعنی چی بابا عمو شاید کلا این هفته نخوان بیان! شما نمی خواید وسایلمو پس بدید؟

گفت بدون اون وسایل چیزیت نمیشه.

گفتم بابا به من چه ربطی داره عمو نیومدن؟ چرا من باید تاوانشو بدم؟ میگم برای درسم لازم دارم درسمم مهم نیست براتون؟

گفت از لحنت خوشم نمیاد.

گفتم لحنم چشه مگه؟ خب این چه ظلمیه شما که حسابمو رسیدید پنج روزم هست همه چیمو گرفتید خب بسه دیگه منکه گفتم اشتباه کردم گفتم هر کاری بگید می کنم ،از عمو عذرخواهی می کنم الان چرا باز باید محروم باشم؟

گفت چش نیست طلبکارانه ست ،آدم از کسی خواهشی داره اینجوری حرف نمیزنه، تا وقتی هم تکلیفت با عمو روشن نشه همینه. 

گفتم شما که بهتر عمو رو می شناسید سرشون شلوغه ،حالا که اینطوریه فردا میرم بیمارستان میبینمشون بلاخره تو اتاق عملم شده پیداشون می کنم دیگه.بلاخره تموم می کنم اگه راهش اینه.

گفت تا در حضور من رفتار راضی کننده نداشته باشی  هیچی تموم نمیشه فهمیدی ؟حالا بدون من تا تو اتاق عملم میخوای بری برو!

الان اگه این اسمش زورگویی نیست چیه؟ ها؟ چیییییه؟

این چند روز مثلا گفتم هم به حرف بابا گوش بدم نت نیام همونطور که خواسته بود هم اینکه این گوشی مامان دستم نباشه یهو لو بره تو این اوضاع ،بدشانسی که میارم پشت هم اینم نیاد روش، مامانم که کلا نه جواب میده نه زنگ میزنه،  ولی دیگه از امشب بازم یواشکی میام نت.

همه شاهد باشید من خواستم احترام بذارم به قوانین نذاشتن نذاشتتتتتن.

مدرسه ام که بدتر از خونه :||. شنبه که هیچی نگفتن، ولی یکشنبه مدیر صدام کرد که قرار بود پدر مادرت بیان چی شد.

منم گفتم این هفته نمی تونن بیان اگه میشه هفته دیگه بیان بعدم خواهش کردم چند دقیقه گوش بده به حرفام.

قبول کرد منم همه حرفامو زدم. اولش سخت بودحتی یه  کم صدام میلرزید ولی دیگه اولش علت کارمو گفتم آخرشم معذرت خواهی کردم که از رمز سیستمها استفاده کردم.

البته عذرخواهیم به خاطر استفاده کردن از رمز نبود به خاطر این بود که داده بودم به دوستام که نباید میدادم چون اونا به من اعتماد کرده بودن، فقط به من داده بودن ولی من به بقیه دادم رمز هارو.

ولی خب اینو توضیح ندادم چون دوستام لو می رفتن واسه همین فقط کلی عذرخواهی کردم. 

کلی حرف زد و دلیل آورد که کارشون اشتباه نبوده و کار من اشنباه بوده صد در صد که هیچکدومو قبول ندارم :/

 بعدم گفت همینکه اشنباهتو قبول کردی خوبه میشه امیدوار بود دیگه همچین کارایی رو نبینیم ازت بعدم کلی ازم به عنوان شاگرد اول تعریف کرد گفت بهتره اخلاق و رفتارمم شبیه شاگرد اولیم باشه:\  البته اینقد رک نه ولی منظورش همین بود.:|

دیگه خیلی امیدوار شده بودم بی خیال اومدن مامان بابام شه ولی آخر سر گفت پس هفته آینده منتظر پدر مادرت هستم.فراموش نشه:|||

با التماس گفتم هنوزم لازمه بیان؟

گفت بله حتما حتما.

:||||

از بعد ماجرای فوتبالم مسئول سایت بهم گفته بود فعلا اجازه ندارم از سایت مدرسه استفاده کنم و دستورمدیره. خیلی هم برام سنگین بود خیلی ، چون اصلا یکی از پاتوقامون بود همیشه ،خیلی از کارای درسیمم اونجا انجام میدادم هر وقت بابا  لب تاپ و توقیف می کرد.

واسه همین دیروزکه باهاش حرف زدم گفتم شاید دیگه اجازه بده برم ،خواستم برم تو مسئول سایت نذاشت.گفت فلانی بهت که گفتم نمی تونی بیای اینجا. 

گفتم هنوزم؟ خانم مدیر چیزی نگفتن دیروز؟

گفت چرا گفتن شما تا پایان سال تحصیلی از استفاده از سایت محرومی:||

آخه مگه من چیکار کردم ؟ آدم که نکشتم چرا اینطوری می کنن همشون؟

تاآخر سال تحصیلی؟!!!!!!!!

تا وقتی عمو بیاد؟!!!!

مامان و‌فقط خدا می دونه تا کیِ مجازاتش:((((

خب یعنی چی الان؟ من سرمو به کدوم دیوار بکوبببم!!

از این لحظه هر اتفاقی بیفته مقصرش من نیستم.منو سرزنش نکنید:((

نظرات  (۱۷)

سارا سلام!
اول از همه بگم که حدودا چند روز پیش این وب رو پیدا کردم در عرض نیم ساعت تمام مطالبشو خوندم و بی ریا میگم با تک تک جملاتت اشک ریختم!
سارای عزیزم...
میدونم تقصیری نداری و سرزنش کردن تو بدترین ظلمیه که میشه در حقت انجام داد اینو کسی میگه که دقیقا تو شرایط تو و یا حتی بدتره!
تو یه دختر فهمیده عاقلی و من واقعا نمیتونم پدرت رو درک کنم چطور این جملات  محترمانه ات رو به بدترین طرز ممکن معنی میکنه!
فقط دووم بیار سارا...
بمون سر اون خونه و زندگی...تحت هر شرایطی!
اینو منی میگه که نزدیک بود حتی این یه قلم رو هم از دست بده!
در اخر باید بهت بگم من درست موقعی که تو سن تو بودم این اتفاق برام افتاد قشنگ میفهمم که چی میگی تک تک دردهایی که کشیدی رو حس میکنم  چون خودم بدترشو تجربه کردم!
فقط امیدوارم همه چی اونطوری که میخوایم پیش بره!
موفق باشی❤
پاسخ:
سلام
ممنونم به خاطر همدردی :((
سعی میکنم:(
امیدوارم شمام همینطور
۲۱ آبان ۹۷ ، ۱۸:۲۶ ھرمىون پاتر ىھ دختر عشق انیمھ
ھمھ مدارس مثل ھمن پس ....چی بگم 
ىھ سءال داشتم   شما در تهرانین     و   درباره وب فکر کردىن 

ارىگاتتتتتتتتتو

پاسخ:
آره همه همشون
اره
یاسمن گوشیم داره خاموش میشه.دوباره میام بخشید
با من راحت حرف بزن عزیزم نیازی به شما نیس^^ 
پاسخ:
ممنون
۲۲ آبان ۹۷ ، ۱۸:۳۰ ھرمیون پاتر ىھ دختر غاشق انیمھ
باش

پاسخ:
ببخشیید :)
۲۲ آبان ۹۷ ، ۲۰:۲۰ ھرمىون پاتر ىھ دختر عاشق انیمھ
کیا میای

پاسخ:
ببخشید یاسمن ببخشید
۲۴ آبان ۹۷ ، ۰۹:۱۰ 6ھرمیون پاتر یه دختر عاشق انیمھ
چی رو  کاری نکردى؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!;-);-);-);-);-);-);-):-):-):-):-)♥♥♡♡

پاسخ:
إإإ میگم کاری نکردم یاسمن ؛))
۲۴ آبان ۹۷ ، ۱۹:۳۹ ھرمیون پاتر
ببخشید اسمم رو عوض کردم انگشتام درد گرفتن 


مى دونى سارا جان خیلی دوس مىدارم کھ باھات دوس شم اما زیاد ادم جالبی مث تو نیستم   
نمی دونم گفتم ىا ن ولی من خىلى گنکاوم کھ تورو ببینم 
جتما الان مىگى اىن اصلا کىھ نىومدھ دوس میسھ ولی بخدا ازون ادماى ........نىىستم مممممممم.




بازھم منو بببببببببببببببببخخخخخخخخخخخخخششششششششششىد 



در باره درسام کھ مث تو20نیستم ولی19و18دیگه اخر نمرمھ  من ىا مھندسى کامپیوتر میخوانننننم ىىا جراحى اطفال    

مى خوام شنبه تو8ام ھا ى مدرسمون بگدم دنبال تو شاید تو مدرسه ما باشى .....

من قدم متوسط ↑سن دارم مى رم15  تو ماھھھھھ اسفند  روز یکم اصالتا تهرانی منطقه11  مدرسه............  





اگه چیزی جاموند بگو بگم مممممممم

ىىھ انیمھ دىدم محشرھ اسم ......مبصر کلاسمون پیشخدمتھ ......در حد مرگ قشنگه رمانتیک درام کمدی عاشقانه ود


پاسخ:
إ خودت اعتراف کردی آفرین:))
من کجام جالبه:) از نظر خیلیا من خیلی هم آدم بیخودی ام.
هجده نوزده هم زیاده برا بعضی درسا پررو میشن:))) من مریضم مرض دارم همش کتاب دستمه:)))
إ هم مهندسی دوست داری هم پزشکی؟ عجیبه
چند می آخرش.
نگرد نگرد منطقه ۱۱ نیستیم:))) بابا نگو همه رو اینجا نته ها یه کم مراقب باش.
وقت شد میبینم ممنونم.
راستی چرا نوشته هات اینشکلی میاد.یه جوریه.با چی تایپ میکنی؟
۲۵ آبان ۹۷ ، ۰۸:۲۴ ھرمیون پاتر
ھھھھھ ما اینیم دیگه 

باش نمى گردم ولی خیلی بخدا دوس دارم ببىىینمت .......ھا آ ..فھمیدم مىل داری دىگھ اگه مى تونى بگو 

مشکلی نیست  ادرس رو ندادم کھ .....ھا فک نکنى پاى ن شهریم اطراف جمهوری و انقلاب 


نه من با موبایلم اینم کیبردش از اول ى رو ىھ وقتا 2..میزد یھ وقتا نھ   حالا بگیر برو تا تھ      به بابام میگم ببرهدرسش کنه مىگھ دلار بىاد پاین چشم         من نمى دونم چرا با ما ازىن صلم ھا میکنن 

پاسخ:
مگه پایین شهر چشه؟!
اینکه ظلم نیست درست میشه بلاخره
۲۵ آبان ۹۷ ، ۰۸:۲۷ ھرمىون پاتر
9امم امسال انتخاب رشته داریم دىگ!!!!

پاسخ:
یه پایه بالاتری پس.
۲۶ آبان ۹۷ ، ۱۴:۲۲ ھرمىون پاتر
نھ گفتم بدونى !!!
ھىچى نىس 

اه معدلم19شد /:/:•_•°_°▼_▼
افسردگی گرفتم عىشششششش ھمش برا امادگی دفاعى بود ھمشو20شدم اھھھھھھھھھھھ

پاسخ:
چقد ضدحاله ( کلمه جایگزینه بابا {بد}) :|||
بی خیال ( بهش فک نکن) :)))))

۲۷ آبان ۹۷ ، ۱۵:۰۳ ھرمیون پاتر
تعىىر تو وبتتتت دادى 

جون ما پیر شدیم موقع شماھاست کھ دنیا رو بچرخونىن*^~^*




ھھھھھھھھ ^^



کلاس زبان میروی ایا و حتی

پاسخ:
آره کد و ورداشتم.
عه پیر ؟؟ ههه یه سال تحصیلی بزرگتریا
آره گفتم که میرم تو میری؟
ببخشید دیر اومدم
۲۷ آبان ۹۷ ، ۱۵:۰۵ ھرمیون پاتر
منظورتو گرفتم بابامم رو یه کلمه ھاى کلىد داره      ^!^

پاسخ:
هعی روزگار..از دست باباها :))))
۲۷ آبان ۹۷ ، ۱۵:۰۷ ھرمیون پاتر
الان تاز از مدرسه اومدم بھ عشق تو اومدم پای مبایل♥_♥♡_♡

پاسخ:
فدات شم.
شرمندم ببخشید
۲۷ آبان ۹۷ ، ۱۸:۵۱ ھرمیون پاتر
خدا نکنه!!!!!!!!^^

پاسخ:
:)
۲۷ آبان ۹۷ ، ۱۸:۵۳ ھرمیون پاتر
پس حستى الان

پاسخ:
اوهوم
۲۷ آبان ۹۷ ، ۱۹:۰۷ ھرمیون پاتر
تو برو نطرات بخن تموم شد تو اخرین صفحت بگو

پاسخ:
نفهمیدم. چی؟
۲۷ آبان ۹۷ ، ۱۹:۲۰ ھرمیون پاتر
ھچى برو تو سایت عزىزپیام بدیم اسم صفحت

پاسخ:
خب تو باید اونجا پیام بدی 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">