سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

محو در افق

شنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۵۸ ب.ظ

بابا رو ندیدم تو مدرسه،نفهمیدم کی اومده بود.

اومدمعمولی بود.هیچی هم نگفت، دیگه پرسیدم: بابا مدیر چیکار داشت؟ 

هیچی -_- سکوت :| 

بابا با شمام! چی گفت مدیر؟

یه کم نگام کرد گفت : اگه قرار بود بدونی صدات میکردن تو هم بیای.

گفتم: قرار بود بیام، مدیرخودش گفت منم باید باشم حرفامو بزنم.

گفت: شما ظاهراحرفاتو زدی قبلاً.

گفتم :خب چی شد الان؟

گفت: چی چی شد؟منتظر چی هستی الان؟

گفتم خب بگید دیگه بابا ،حداقل بگیددرباره چی حرف زد؟

گفت: درباره تو ://

گفتم خب؟

گفت خب که خب! حداقلش همین میشه.

من ://

بابا :))

داشتم تو افق محو میشدم یاد یه چیزی افتادم.

باباگفتید مجازاتمو تخفیف بدن؟

بابا -_-

من :)))

محو در افق مجدداً.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۲۶

نظرات  (۴)

۲۶ آبان ۹۷ ، ۲۲:۰۰ بابای نرگس
به خیر گذشت؟؟
پاسخ:
به خیر که آره دیگه...فقط سایت مدرسه:(((
۲۶ آبان ۹۷ ، ۲۲:۰۷ بابای نرگس
سایت مدرسه هم مهم نیست.
قول میدم بهت خود خانوم مدیر به زودی میاد منت کشی و میگه بیا از سایت استفاده کن...


پاسخ:
خدا از زبونتون بشنوه:))
ولی امکان نداره(
۲۷ آبان ۹۷ ، ۱۴:۵۶ ھرمیون پاتر
سلام......
^^
تو بھتر شدى حالا باباى منو خاستن برای اىنکھ من مبصر شلوار ورزشى ھام و اگه ىکى روبیرون مدرسه ببىنن من رو مسول مى دونننننننننن کھ دیدن بابامم
کھ بگم برھ ھمھ چىو تقسىر من مىندازن ......
باز خوش بخال تو *****ناراحت نمىشى بھ ت تو بگم؟؟؟؟؟؟؟!!!!***



♣_♣   ▶•◀:/:/تازه گی ىادگرفتم اینجور شکلا رو^~^


پاسخ:
سلام
ای بابا برای همچین چیزی باباتو خواستن؟
چرا خب ؟ بابات عصبانی میشن بخوانشون مدرسه؟

من فعلا خطر رفع شد.
نه بابا بزرگتری چرا ناراحت شم.تو ناراحت نمیشی؟
۲۷ آبان ۹۷ ، ۱۹:۰۰ ھرمىون پاتر
چھ کنیم بابامھ خیلى منتظر موندی

پاسخ:
بابا ها عشقن ععععشق.
نه بابا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">