سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

خلاصه امروز

پنجشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۷، ۰۲:۱۰ ق.ظ

جای خالیت سر کلاس بدجوری رو مخمه مهسا، سر جات میشینم جای خالیتو نبینم.

فرزانه دلخوره ازم، خسته شده از حرفا و کارام، نمی دونم چرا نمی فهمه نمی تونم یه ثانیه ام از کله ام بیرونش کنم.

کم پیش میاد حرف همو نفهمیم.ایندفعه نمی فهمه:/



مامان امروز چقد خوب بود.وقتی گریه کردم دعوام نکرد:| بغلم کرد:)

حتی به جای آیفون خودش یازده دو صفر بابا رو دستم دید هیچی نگفت://

چقد خوبه همیشه شبیه بابا باشه.چقد خوبه همیشه فک کنه ممکنه...



یاسمن کجایی؟چرا نمیای دیگه؟ ببخشید اون روز نیومدم وب .واقعا نتونستم:( یاسمن بیا نگرانتم:(


نظرات  (۵)

سلام سارا خوبی؟
درکت میکنم...همکلاسی منم سالم سالم بود خیلی یهویی مریض شد حالا باید عمل کنه نزدیک به دو هفته نیومده...دیدن جای خالیش حس عجیبی داره....خیلی بده واقعن :(
پاسخ:
سلام
آره خیلی بده
حالا همکلاسی شما انشاالله خوب میشه خودش میاد سرجاش میشینه
انشالله :)
پاسخ:
:)
آمدمممممم نگو مردم از خجالت فکر نمى کردم فک کنى به من

پاسخ:
چرا؟
معلومه بهت فک میکنم مگه میشه یادم بره
ھر وقت میام این پست ^^



چی میشه اسمم دوباره تو پستت باشه؟؟؟؟؟اگه سر تیتر اسمم باشھھ کھ واویلا

پاسخ:
نمی فهمم منظورت چیه؟
منظورم اینھ که خوشحالم اسمم رو گفتی تا باشه از این اسم اوردنا براتولدم تبریک بگو تو وبت 1اسبند

پاسخ:
حتما میگم.ولی بازم یادم بنداز

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">