سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

آمپول میخواااااام:(((

چهارشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۷، ۰۲:۵۰ ب.ظ

وای تو این هفته فقط دو روز رفتم مدرسه:(((

امروز صبح بابا بیدارم کرد اونقد ذوق کردم خوشحال شدم ولی گفت پاشو خیلی تب داری پاشو برسونمت پیش مامانت: (((

هرچی گفتم خوبم میخوام برم مدرسه گوش نداد.هرچی التماسش کردم گوش نداد آخه میخواستم بعد مدرسه منو ببره سرخاک مهسا ولی قبول نکرد گفت حالا خوب شو بعد الان وقتش نیست:((

ولی من دیگه این هفته حتما  می خواستم برم،مامان که عمرا راضی شه بریم:`(

حالا حالاهام خوب بشو نیستم که.دو ساعت معاینه کرده فقط میگه چیزی نیست زود خوب میشی:||. بعدم منو آورد خونه یه قرص به خوردم داد  یه عالمه ام آویشن دم کرد گفت تا بگردن همه شو بخور://

هرچی گفتم تورو خدا دوتا پلی سیلین بزن من سرپا شم زود:( گوش نداد گفت آمپول چیه یاد گرفتی همش آمپول آمپول، چیزیت نیست زود خوب میشی.

یعنی من تو کل عمرم هروقت مریض شدم هیچ جمله‌ای غیر این از مامانم نشیدما:///

فک کنم سرطانم بگیرم میگه چیزی نیست زود خوب میشی://

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۰۷

نظرات  (۵)

ازىىن وقتش نیستا متنفرم

پاسخ:
مننننننم
۰۷ آذر ۹۷ ، ۱۷:۱۶ بابای نرگس
آمپول خیلی خوبه
زمدی آدم خوب میشه
من اگه آمپول نزنم، هزارم قرص بخورم ولی خوب نمیشم...
پاسخ:
آره دیگه.دقیقا.
ولی نمیده مامان نمیده:(((
حالم از قرص به هم میخوره
گیاه زفا رو دریابید
پاسخ:
چی هست؟ نشنیدم تا حالا؟
چیزی که خودم نوشتم رو نتونستم بخونم چھ برسھ بھتو

پاسخ:
دوساعت طول کشید تا بخونم:))
توی نت سرچ کن خواصش رو
توی عطاری ها به راحتی پیدا میکنی
پاسخ:
آره الان زدم دیدم.
فعلا که مامانم هر چی بگه باید بخورم همونو:(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">