سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

خاطرات

شنبه, ۱ دی ۱۳۹۷، ۱۰:۳۸ ب.ظ

رو تخت دراز کشیده بودم و تو فکر بودم.

+ فردا چه امتحانی داری؟

-ریاضی

+خوندی؟

- :) ....

+ از شما سوال کردما ؟

- سوالی که دانید و پرسید خطاست.

+ آها...چه قشنگ درس پس میدی:)) چی شده؟

- هیچی

+به چی فک می کنی؟

- هیچی


خوبه گفتم هیچی -_- تا تک تک افکارمو با کسره و ضمه و فتحه از زبونم نشنید کوتاه نیومد:/

اونقد پیش رفتم نزدیک بود ماشین مامانم بگم.شانس آوردمD:

تازگیا خاطرات خیلی میان تو سرم.بعضی وقتا خیلی رومخن:||

چه خوبه هستی بابا

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۰۱

نظرات  (۹)

۰۱ دی ۹۷ ، ۲۲:۴۲ جناب قدح
سلام :)
حالا فردا امتحان داری ؟
پاسخ:
سلام
آره دیگه ریاضی دارم
۰۱ دی ۹۷ ، ۲۲:۴۴ جناب قدح
خوب بخون :)
ریاضی مهندسا باید خوب باشه 
پاسخ:
خوندم
یعنی قبلا خونده بودم بلدم.
خوبه ریاضیم
۰۱ دی ۹۷ ، ۲۲:۴۸ جناب قدح
آفرین خانم مهندس:)
پاسخ:
ممنون:)
۰۱ دی ۹۷ ، ۲۲:۵۱ بابای نرگس
هومم
ریاضی خیلی خوبه...
پاسخ:
ریاضی عاالیه
موفق باشی سارا جونم❤
پاسخ:
ممنونم
شما هم موفق باشید:))
۰۲ دی ۹۷ ، ۰۰:۰۹ کاکتوس :)
وقتی خاطرات رو بنویسی فراموش میشن :)
پاسخ:
بنویسم؟
آره اینو شنبده بودم
شایدم نوشتم:)
ممنون
۰۲ دی ۹۷ ، ۰۹:۰۴ صبورا کرمی🦄
:)
پاسخ:
:))
۰۲ دی ۹۷ ، ۱۲:۰۸ کاکتوس :)
بنویس سارا جان :)
پاسخ:
مینویسم
^^
دادم رفت ~.~


پاسخ:
منم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">