سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آشپزی» ثبت شده است

ساعت 17 به وقت تهران.

خونه مامانم.تنها.منتظرم.هنوز نیومده.میخوام شام لازانیا درست کنم.پیام دادم شام نخریدا.

جواب داد:« باز میخوای چی بپزی سرآشپز؟ نکنه تو خونه همش دست به ملاقه ای که همش به فکر آشپزی هستی؟»

نه ایموجی گذاشت بعدش نه استیکری..واسه همین نفهمیدم لحنش چجوریه؟ شوخیه؟ جدیه؟

جواب دادم:«‌یه چیز خوشمزه! حالا بیایید میفهمید! نه بابا من فقط برا شما آشپزی می کنم:))»

ایموجی بوس فرستاد.خیالم راحت شد.

البته من واقعا تو‌خونه آشپزی نمی کنم.یعنی فقط بعضی وقتا. بابا اصلا مهلت نمیده یا شبا وقتی میرم بخوابم درست میکنه یا میاد خونه دیگه خریده.مثل قبل.

ولی نمیدونم چرا خونه مامان دوست دارم خودم غذا درست کنم.

من برم یه کم وبلاگ بخونم.بعدم برم سراغ آشپزی:))

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۷ ، ۱۷:۱۴
سارا