سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

سارا،بابا و کمی مامان

دفترچه یادداشتم

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خانه دوم» ثبت شده است

پیش مامان که بودم فرزانه بهم پیام داد. یه پیام خیلی بلند.همه حرفایی که می خواست بزنه و من گوش نداده بودم و توش گفته بود.

خب چیزایی بود که همون روزم میدونستم میخواد بگه.ولی من اصلا اونروز تحمل شنیدنشو نداشتم اصلا نداشتم. یعنی خب الانم دلیلشو قبول ندارم.ولی وقتی دلیلش همون دلیلیه که به خاطرش مامان بابامم نذاشتن برم سر خاک چجوری میتونم فرزانه رو نبخشم.

ولی همشون اشتباه میکنن.من تا وقتی نرم سرخاک مهسا نمی تونم از سرم بیرونش کنم.نمی‌تونم.

امروز بعد از چندروز رفیق شفیقمو دیدمش و اونقد بغلش کرددددم که له شد.خیلی خوب بود ولی از شانسمون معاون همون دور و بر بود ما رو دید.فک کنم تو دلش گفت: واای اینا باز آشتی کردن ؛)

خلاصه که امروز همه چی خوب بود، به جز نگرانی های برخی معلمان عزیز که بدجور رو مخ بود بعضیاش.

میخواستم بگم معلم عزیزم هروقت من تکلیفامو انجام ندادم،نمره هام افت کرد، درسمو بلد نبودم، حتی سوالای امتیازی رو انجام ندادم بعد نگرانم بشید دوساعت بعد از کلاس منو نگه دارید گوشه کلاس نصیحت کنید:(( 

میگن مدرسه خانه دوم ماست:/ راس میگن:/ قشنگ بعضی وقتا رتبه اولم کسب میکنه :||

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۷ ، ۲۲:۲۰
سارا